در بزمی که خسرو با مهتران دیگر سرزمین ها هم پیاله شده است، خسرو از زنان زیباروی عالم سراغ می گیرد و هر یک از آنان، از زیبارویان سرزمینی سخن می گوید تا سخن به وصف بانویی به نام شکر اصفهانی می رسد. زنی زیبا اما گستاخ که هوس تصاحب او در دل خسرو ریشه می دواند تا شاید بتواند بدین وسیله حسادت شیرین را برانگیزد...